روابط عاطفی اشتباه

متاسفانه شاهد این هستیم که روابط عاطفی چه در قالب دوستی و چه در قالب ازدواج، احساسات و عواطف ماندگاری ندارد. به عبارتی عشق برای یک مدت کوتاهی حاکم است و بعد از مدتی عشق افول می کند. من پریسا نصری هستم و سوال اینجاست که واقعا اگر عمر عشق شش ماه، ۱سال، یا دوسال است آیا ضرورتی دارد آدم ازدواج کند؟آیا واقعا این ذات عشق است که اینقدر افول پذیر است؟ یا نه؟ در ارتباط چیزهایی رقم می‌خورد و اتفاق هایی می‌افتد که عشق بعد از مدتی کم فروغ می شود. به نظر می‌رسد که در فرهنگ ارتباط، در فرهنگ عشق و فرهنگ ازدواج یک سری آلودگی‌ هایی که ممکن است خیلی هم به چشم ما نیاید رقم خورده است که باعث می‌شود بعد از مدتی روابط تیره و تار شود! باعث می‌شود روابط به چالش‌های کوچک و بزرگ منتهی بشود.
اگر نگاهی به دور و برمان بیندازیم به کسانی که وارد رابطه عاطفی شده اند می بینیم که تعدادی از آنها خدا را شکر این رابطه را حفظ کرده‌اند ولی بنظر می‌رسد این تعداد نسبت به افرادی که روابط عاطفی آن ها با چالش و شکست مواجه شده است خیلی محدود هستند! ولی تعدادی هم هستند که لزوما ارتباط آنها به جدایی نمی‌کشد و زندگی را ادامه می‌دهند اما هیچوقت آن عشق و حرارت اول راه را ندارند و انگار گزینه های دیگری باعث شده که بمانند و زندگی کنند مثل داشتن یک فرزند، ترس از آبرو، یا هر عاملی غیر از عشق و احساس…
اگر قرار باشد یک زندگی را شروع کنیم فقط برای یک دوره کوتاه خب این خطاست!
شاید اگر عشق به شکل صحیح نگه داری شود قطعا عشق در سال ۳۰ام به مراتب از عشق در سال سوم و ماه سوم باید بیشتر باشد!! آنچه که باعث می‌شود ما این عشق را نبینیم وجود آلودگی و ناهماهنگی در فرهنگ ماست این آلودگی ها اینقدر در ذهن ما عجین شده که شاید خیلی شیک از طریق کتاب‌ها یا حتی شاید توسط روانشناسان یا به غلط از طریق رسانه‌ها به ما عرضه شود.
شاید شما بارها و بارها شنیده باشید که اگر می‌خواهید یک همسر خوب پیدا کنید، اگر می‌خواهید کسی را انتخاب کنید که با شما همسازی خوبی داشته باشد بهتر است کسی را انتخاب کنید که با شما شباهت داشته باشد! حتی از مفاهیم دینی و فرهنگی هم استفاده غلط می‌شود و ما را به اشتباه می‌اندازد!
همه‌ی این ها در صورتی است که این تفکر کاملا نادرست است. اصلا کسی پیدا نمی‌شود که شبیه شما باشد هر کدام از شمایی که این مطلب را می‌خواند شک ندارم که فردی هستید کاملا متمایز از دیگران! هرکدام از ما یک موجود منحصر به فرد هستیم بنابراین باید توجه کنیم این همه تاکید بر شباهت چه اتفاق هایی را رقم می‌زند؟ متاسفانه در ذهن ما جا انداخته‌اند که شما فقط وقتی خوشبخت می‌شوید که یکی مثل خودتان پیدا کنید در صورتی که اینطور نیست. شما باید کسی را پیدا کنید که با وجود تمام تفاوت ها و مغایرت ها بتوانید درک درست و شناخت کاملی از هم داشته باشید تا بتوانید در کنار هم آرامش داشته باشید.
متاسفانه در فرهنگ ما چون معمولا شناخت محدود است، راجع به طرف مقابل اطلاعات نسبی داریم و فقط به این فکر می‌کنیم که چقد ما با هم همتا هستیم؟! اما وقتی بعد از مدتی تفاوت‌ها آشکار می شود آنجاست که به ذهنتان می‌آید ما اصلاً برای هم ساخته نشده ایم، ما هر کداممان در دنیایی دیگر سیر می‌کنیم و اصلا همدیگر را درک نمی‌کنیم و در نهایت چالش و جدال پی در پی…
موارد شبیه به این فراوان هستند یا شاید یکی از چیزهایی که باید خیلی روی آن تاکید کنیم فقدان مهارت های است برای حل مشکل، حل تعارض، تردید نکیند هر ارتباطی هرچقدر هم با عشق شروع شده باشد هر چقدر هم هر دو نفر آدم های فرهیخته و آدم های رشد یافته ای باشند. باز هم کلی تعارض و کلی اختلاف سلیقه و مسائل مختلف هست.
متاسفانه مهارت‌های حل مساله و سازگاری در ذهن آدم هایی که می‌خواهند وارد ارتباط شوند به نوعی شکل نگرفته و همین مشکل ایجاد می‌کند.
برای اینکه شما بتوانید در زندگی مشترک خود موف شوید و با شریک عاطفی خود یک زندگی کاملا مناسب را تجربه کنید من به شما توصیه میکنم که حتما در دوره های نامزدی و ارتباط زناشویی پریسا نصری شرکت کنید.
منبع : www.parisanasri.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *